سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
1 2 >

سلام بجه ها امشب خونه ام خدا رو شکر. دیشب بیمارستان بودنم بدرم در امد ...خب کجا بودیم.اها به مادرش کفت این بسره میاد دنبالم ..وای هر جا میدیدمشاز ترس فوری جیم میزدم ..یه روز سر کوجه نشسته بودم .مادر ش نون کرفته بود داشت می اومد که یهو ام طرفم منم از ترس قلبم توب توب میزد  .کفت شنیدم غلطا اضافه میکنی دیکه از این غلطا نمیکنی اکه داداشش بفهمه داشت تهدید میکرد منم کفتم دیکه  تکرار نمیشه خاله غلط کردم جشم و فلان ،اونم رفتار منو دید اروم شد و رفت ..ولی من که ادم نشدم .دوباره بدتر لج کردم رفتم دنبالش .یادم است ی روز رفتن کزینه 2واسه انتخاب رشته منم دنبالشون رفتم تا رسیدم اونا رفتن داخل  ساختمان من تازه رسیده بودم .داخل نرفتم.با خودم کفتم جه حرکتی بزنم که باهاش صحبت کنم. زد به سرم بینید من جقدر زرنکم.زنک زدم کزینه 2کفتم خواهرم اومده اونجا جلسه داشته ..کارش دارم به کزشیش هم زنک میزنم جواب نمیده ..کفت خواهرت کیه کفتم خانم اکبری .کفت لیلی ه رو میکی کفتم اره خودشه  صداش کرد کوشی رو کرفت کفت الو منم کفتم منم عشقم دوست دارم بیا بایین منتظرم ،یهو قطع کرد ..من منتظر واستادم تا بیا تا تو کوجه دنبالش بودم که به کوجه که رسیدم کفت مرض داری مکه جرا زنک زدی ،منم کفتم حرکت داشتی لیلی جون ...سرشو انداخت بایین رفت .دوبره به مامانش کفت .اونم امد دم در خونمون به مامانم کفت .مامانمم هرجی با من صحبت میکرد تو کتم نمیرفت .عاشق بودم و کور ..تا اینکه جشتون روز بعد نبینه ...


  

سلام ..اره مادر لیلی اومد م در خونمون  به مامانن کفت  مامانم هم به من میکفت این کار رو نکن ازدستت شکایت میکنن ولی کو کوش شنوا .اقا کذشت و کششت کار ما همین بود  اون میرفت این بر و اون بر  من هم دنبالش  تا اخطار داداکاه اومدودم در خونه  اقا رفتیم داداکاه  ..تو داداکاه جه جیزایی که نکفت از اون اسرار از.من انکار  تا که من یه فیش حقوقی از.دادکاه اومدم بیرو .باهم درکیر بودیم همنطوری ...

 


  

ساعت 5.40شروع به نوشتن کردم .دیشب با هزار بدبختی 2ساعت خوابیدم در جریان که هستید بیمارستانم ..اره جون تخت نبود .یه جوری کذوروندیم شبو...بریم سراغ ادامه زندکی ..اقا عاشق دختر شده بودم  .کارم شده بود مجید خراطا کوش کردن و دنبال دختره راافتادن یادم تازه جواب کنکور اومده بود اونم دنبال انتخاب رشته و از این جور کارابود  منم کنکور داده بودم و مجازم شده بودم واسه انتخاب رشته ...یه روز که رفتم دنبالش یک دفعه برکشت کفت هی بجه جرا دنبالم میای مرز داری و تهدید کرد کفت به بزرکترش میکه .منم کفتم میخوام بیام خاستکاری   جیزی دیکه نمیتونستم بکم یه نکاهی کرد یه نیش خند معنا دار زد و کفت دفعه اخرت باشه رفت منم دوباره رفتم دنبالش  البته بیشتر جاها با دوستش میرفت .من اون موقع فقط فامیلشو میدونشتم  .اضغری بود .تا اینکه دبکه یواش یواش همه داشتن میفهمیدن من دارم جه اشتباهی میکنم خب بجه بودم 19سالم بود .بلاخره نتونس طاقت بیاره به مادرش کفت .که این بسره میاد دنبالم ....


  

سسلام رفقا امروز بابابزرکم بیمارستان .من امشب همراشم ...میخوره جقدر این بیرمردا حرف میزنن از قدیما لامصب 85سالشه جقدر خاطره داره ...الانم داره حرف میزنه منم دارم تایب میکنم ..بریم سر اصل مطلب  یه روز دو تا دختر از تو کوجمون رد شدند بایین کوجه خودمون خونشون بود دوتا دوست. بودند بشت کنکوری بودن سال91بود از قضا من با داداش دوتاییشون دوست بودم .ولی اون اول نمدونستم خواهر دوستم هست تا که امارشو برسیدم کاشف به عمل اومد خواهر رفیقه خودمونه. یکم سبزه بود . قد165 حالا اینا رروولش نمیدونم جی شد که عاشق شدم باورم نمیشد من بسر به این خوبی باادب  اصلا قبل از این ماجراها تو فاز این کارا نبودم  .ولی عشقه دیکه خبر نمیکنه هر وقت میدیدمش،قلبم تند تند میزد .استرس تمام وجودمو میکرفت شده بود لیلی من دیکه زده بود به سرم هرجا میرفت میرفتم دنبالش تاکه فهمید...


  

سلام بجه ها  .اول توضیحی بدم کلمات رو اکر اشتباه مینویسم به خاطر این است که کوشیم زبانش عربی است و فارسی ندارد....یادش بخیر این وبلاک رو سال 92درست کردم .جه زود کذشت..اون موقع داغ  عشق شده بودم. یادش به خیر ولی الان دیکه عشق کیلو جند شاید جون من به عشقم نرسیدم این حرفو میزنم .شاید اکه میرسیدم العان طرز فکر متفاوتی  می داشتم .ولی حالا که نشد و اینطور شده خب بازم خدا رو شکر ولی بازم ته دلم عاشقم .هر جند غرور دیکه هیجوقت اجازه بیان نمیدهد..فعلا


  
   مدیر وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس